اكونوميست در ادامه اين تحليل با اشاره به شكست آشوبگري 3 سال پيش ضد انقلاب مي افزايد: چند هفته پيش كروبي را به سفري تفريحي در كاشان بردند. فشار بر اپوزيسيون تا حدود زيادي كاهش يافته و به تعبير يكي از فعالان جنبش سبز، حكومت ايران پروژه مهار اپوزيسيون را به خوبي اجرا كرده است.
اين نشريه اضافه كرد: ايران اكنون مطمئن است كه متحد خود در سوريه را از دست نخواهد داد. نوري المالكي نخست وزير عراق كه اخيرا از تهران ديدن كرد، يك سياستمدار شيعه است كه سال ها در ايران زندگي كرده و با حكومت هاي رقيب جمهوري اسلامي، به ويژه تركيه و عربستان سعودي، روابط بسيار بدي دارد.
هفته نامه مذكور با تاكيد بر اين كه رهبري ايران مديريت كاملي بر مسائل مهم سياست خارجي و داخلي دارد، نوشت: آيت الله خامنه اي بمب اتمي را حرام اعلام كرده و اين يك حكم ديني نقض ناپذير است. نهادهاي امنيتي آمريكا نيز پذيرفته اند كه ايران سرگرم توليد سلاح اتمي نيست.
اكونوميست تاكيد كرد: اعتقادات مذهبي مردم باعث شده تا آنها از گروه هاي مخالف جدا شوند. جمهوري اسلامي بر خلاف رژيم هاي ديگر منطقه كه اعتقادي به مذهب ندارند، برپايه اعتقادات ديني مردم به ويژه اقشار فرودست شكل گرفته و همچنان از اين حمايت مردمي بهره مند است.
اللهم احفظ قائدنا و مولانا آیت الله العظمی سید علی الحسینی الخامنه ای
مطلبي را به شما عرض ميكنم شايد نشنيده باشيد .جناب آقاي صديقي شب فاطميه روي منبر در بيت ايشان ( بيت رهبري ) كه آقاي رييس جمهور نشسته بود،آقاي هاشمي بود ، سران مملكتي بودند ، قوه قضاييه ، همه بودند.آقاي صديقي روي منبر اين مطلب را گفت و آن را نتوانست تمام كند .همين كه خواست تمام كند فرياد گريه جمعيت و حضار بلند شد .ديدند اين جمعيت بسوي آقا دارند حمله ميكنند كه به عنوان تبرك به ايشان دست بزنند .آقا را بردند و ديگر نتوانستند جمعيت را اداره كنند .
وآن مطلب اين بود :
من همه ساله مكه كه ميرفتم قبل از رفتن به مكه به محضر آيت الله بهاءالديني ميرسيدم و توصيه ميخواستم از ايشان.ايشان به من توصيه هايي ميكرد و من اين توصيه ها را در سفر مكه عمل ميكردم . بعدهم كه داشتم ميامدم ، يك عمامه اي يا چيزي را براي ايشان هديه ميخريدم .
اين دفعه كه رفتم محضر ايشان اين مطلب را فرمودند :
شما وقتي كه ميرويد مسجدالنبي از قسمت جنوب شرقي مسجد ، از آن قسمت هفت قدم ميايد به جلو و قسمت بعدي را هم گفت كه من نميتوانم دقيق به شما بگويم . به خاطر اينكه ايشان اين را به وديعت پيش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد
وقتي كه قدم زدي آمدي جلو رسيدي به آنجا ،آنجا بنشين و اين ذكر سبعه را بگو. اين ذكر را كه گفتي انشاءالله به حوائجت خواهي رسيد .
ذكر سبعه عجيب است ، علامه حسن زاده آملي بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذكار سبعه را دارد كه اينها را از آسيد علي آقا قاضي گرفتند . ذكر سبعه واقعاً يك ذكريست كه معجزه ميكند در نفس انسان عجيب معجزه ميكند .
آقاي صديقي مي گويد ، عرض كردم: آقاي بهاءالديني چه وجهي دارد كه من بايد آنجا بنشينم و اين اذكار سبعه را بگويم. چه وجهي دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .
حالا همه دارند مثل شما گوش ميدهند همه دارند دقت ميكنند آقاي صديقي چه ميخواهد بگويد .
گفت : وجهش اين است كه دارم به شما ميگويم فقط پيش شما بماند .
وقتي كه حضرت زهرا سلام الله عليها آمد براي دفاع از علي ابن ابيطالب عليه السلام بدنش خون آلود بود وقتي كه آمد ، كه داخل مسجد وارد نشد وقتي كه برگشت ديگر توان از او رفت ديگر به گونه اي شد كه ميخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فكر ميكنم كه آن مكان به خون فاطمه سلام الله عليها رسيده است . آنجا حاجتتان را بخواهيد .
فرياد گريه جمعيت بلند شد
بعد آقاي بهاء الديني ميگويد : اين كار را انجام بده .
ايشان ميگويد
من رفتم اينكار را انجام دادم حالا تو نگو آقاي بهاء الديني خودش هم نظر دارد ، نيت دارد ، يا حاجتي دارد .چون خودش مشرف نمي شود .
حالا جالب اين است كه حضار دارند به آقاي صديقي توجه مي كنند ازاعيان شخصيتي مملكت ، و هم آقاياني كه شركت كننده بودند ، ايشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را مي گويد.
گفت : من رفتم مدينه همين كار را انجام دادم ، بعد از اين رفتم مكه ديدم از بلند گو صدا ميزنند : آقاي صديقي دوباره بروند مدينه . من دوباره رفتم مدينه ، چند روزي مدينه ماندم ، وقتي برگشتم به ايران يك عمامه اي خريده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسيدم، تا سلام عليك كردم بدون اينكه حرفي بزنم ،
حاج آقا بهاء الديني فرمودند:
ميداني ثمره ذكر امسال چه بود ؟
گفتم : نه
گفت : نميداني ثمره ذكر امسال چه بود ، نگرفتي؟
گفتم : نه
فرمود : امسال ثمره ذكر شما يكي اين بود كه شما دو بار آمديد مدينه،
گفتم شما مطلعيد من دو بار امسال آمدم مدينه .
گفت : بله آنجائي كه نشسته بوديد ذكر مي گفتيد در آنجا با تو بودم.
اين نوارش دربيت آقا هست،دم در كه مي فروشند ، نوار سه سال قبل فاطميه
بعد برگشت و گفت :
ثمره دوم اينجا بود :
كه تا گفت مجلس به هم پاشيد اينقدرمردم به خودشان زدند وگريه كردند كه آقا تشريف بردند ؛ ديدند كه ديگر نمي شود جمعيت را اداره كرد .
فرمودند : ثمره دوم اين بود كه آن نيتي كه من ميخواستم ، به آن نيت رسيدم ، و آن اين بود كه امسال مقام معظم رهبري به ديدارامام زمان نائل آمد .
به نقل از وبلاگ ذاکر کربلا
امام عليهالسلام در اين حديث ميفرمايد: زمان و اوقات خود را به چهار بخش تقسيم كنيد و براي جلوگيري از هر گونه افراط و تفريط و زياده روي در رسيدگي به يك بعد از ابعاد وجودي انسان و غفلت از ديگر ابعاد، ميفرمايد: به همه نيازهاي خود توجه كنيد و در پايان سخن خود فرمود: «كسي كه دنياي خود را براي دينش رها كند يا دينش را براي دنيا از دست دهد، از ما نيست».
امام عليه السلام در اين حديث، بر جامع نگري و لزوم تلاش براي رفع نيازهاي مختلف انسان، تأكيد کرده است؛ البته مقصود امام عليهالسلام اين نيست كه اوقات شبانه روز را به طور مساوي به چهار بخش تقسيم كرده، به هر بخش شش ساعت اختصاص دهيد؛ بلكه مراد آن است كه تمام اين چهار بخش و چهار محور كه به ابعاد مختلف وجودي انسان مربوط ميشوند، بايد مورد توجه قرار گيرند.
بنابراين، اصل برنامه ريزي و تقسيم زمان براي رفع نيازهاي مختلف مادي و معنوي، بايد مورد توجه قرار گيرد؛ ولي ميزان اختصاص يافته به هر يك از بخشهاي چهارگانه، مختلف است و ميزان آن، بستگي به اين دارد كه انسان در چه موقعيتي قرار داشته باشد و چه شرايط فيزيكي، رواني و اجتماعي بر او حكمفرما باشد. بنابراين، طبيعي است كه متناسب با سن فرد و موقعيتهايي كه در آن قرار ميگيرد، اختصاص زمان به هر يك از اين بخشها، متفاوت خواهد بود؛ مثلاً در دوران كودكي و نوجواني، زمان اختصاص يافته به بخش چهارم، بيشتر است و در دوران جواني كه نيروي كار، تلاش و تحصيل علم و دانش در اوج است، به بخش دوم زمان بيشتري اختصاص مييابد.
بنابراين، آن چه اين روايت بر آن تأكيد دارد، لزوم توجه به تمام ابعاد وجودي انسان در قالب آن چهار محور كلي ميباشد؛ اما اين كه چهقدر به هر بخش اختصاص يابد، بر اساس شرايط و موقعيتها، متفاوت خواهد بود.
مصاديق بخشهاي مختلف را ميتوان چنين بيان كرد:
منظور از مناجات و ارتباط با خالق هستي، نماز، روزه، قرائت قرآن، خواندن دعاهاي مختلف، گفتن ذكرهاي زباني و نظير آن است كه اصطلاحاً عبادت خاص ناميده ميشوند و منظور از امرار معاش، هر كار و تلاشي است كه براي تأمين احتياجات مادي زندگي انجام ميگيرد.
منظور از بخش سوم، داشتن روابط اجتماعي با ديگران و دوستان است و مقصود، تمام روابط اجتماعي است كه در رشد و كمال انسان و به ويژه در بعد رشد اجتماعي انسان، مؤثر است. امام عليهالسلام ميفرمايد كه اين معاشرتها، بايد بر محور ارزشهاي اخلاقي و زمينه ساز كمال انسان باشد و به همين خاطر ميفرمايد: با افراد قابل اعتماد، روابط اجتماعي داشته باشيد؛ آنهايي كه دلسوز شما هستند و خالصانه به شما علاقهمندند و اگر عيب، نقص و كمبودي در رفتار شما مشاهده كنند، از سر خيرخواهي، آن عيوب را به شما تذكر ميدهند؛ تا در صدد رفع آنها برآييد و زمينه رشد و كمال خود را فراهم كنيد.
مقصود از بخش چهارم نيز هر نوع فعاليت و تلاشي است كه به منظور لذتبردن از امور حلال انجام ميشود. طبيعي است كه اين بخش، دامنه زيادي دارد و شامل خواب، استراحت، بازي، گردش و هر تفريح حلال ديگر ميشود.
از آن جا كه شما احتمالاً در دوران تحصيل به سر ميبريد، بخش دوم از محورهاي چهارگانه، براي شما دانشجويان
گرامي، همان تحصيل دانش، تلاش علمي، مطالعه، تحقيق و پژوهش است و با توجه به اين كه زمان تحصيل، محدود و
لزوم تلاشهاي علمي شديدتر و جديتر است، طبيعي است كه بايد فرصت بيشتري را به اين امر، اختصاص دهيد.
برنامه شبانه روزي امام خميني بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به صورت زير بوده است:
1. 2 ساعت قبل از اذان صبح، از خواب بر ميخاست و مشغول برنامههاي عبادي، نماز شب، نماز صبح و تلاوت قرآن ميشد.
2. پس از نماز، اخبار جهان را از روزنامههاي خارجي ترجمه شده مطالعه ميکرد.
3. ساعت 7 صبح صبحانه ميخورد.
4. بعد از صرف صبحانه، تا ساعت 9 صبح به كارهاي مربوط به مسائل ايران ميپرداخت.
5. از 9 تا 10صبح به كارهاي شخصي ميپرداختند.
6. 10 تا 12 ظهر مصاحبهها و ديدارهاي خصوصي داشت.
7. 12 تا 2 بعدازظهر، مخصوص نماز و ناهار بود و بعد از آن يك ساعت استراحت ميكرد.
8. از ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر به كارهاي مربوط به ايران، مانند اخبار و نامههاي رسيده ميپرداخت.
9. از ساعت 5 بعد از ظهر تا نماز مغرب و عشاء، باز مشغول بررسي مسائل داخلي ايران بود.
10. ساعت 9 شب، موقع شام وي بود.
11. بعد از شام تا ساعت 11شب به راديوهاي مختلف و اخبارهائي كه قبلاً ضبط شده بود، گوش ميداد و ساعت 11 شب ميخوابيد.
اين نظم به انسان درس ميدهد و نشان ميدهد كه هر كسي با ايجاد نظم در زندگي، ميتواند افکار و انديشهها و کارهاي بيهوده را از زندگي خود حذف كند. حضرت امام آن چنان نظمي در امور زندگي خود داشت كه انسان مبهوت ميشد. اين چنين نظمي در مسائل سياسي، اجتماعي، كشورداري و خلاصه در تمام امور زندگي وي به چشم ميخورد.
نظم و دقت در حركات
شگفت انگيزتر اين كه در حركت و سكون امام نيز نظم و برنامه ويژهاي حكفرما بود؛ مثلاً وي هنگامي كه ميخواست از جا بلند شود، هميشه دست چپ را برروي زمين ميگذاشت و از جابر ميخاست و نيز وقتي ميخواستند براي تدريس بالاي منبر برود، ابتدا پاي چپ را برروي پلّه منبر نهاده، با مكثي كوتاه بالا ميرفت و در خيابان هميشه از سمت راست حركت ميكرد و موقع راه رفتن، گامهاي سنگين برميداشت و با سرو گردني استوار، راه ميرفت و از سر پايين انداختن، حتي در مواقع باراني كه سر به طور طبيعي و ناخودآگاه به پايين خم ميشود، خودداري ميورزيد.
قدم زدن
ما جلسهاي خدمت ايشان داشتيم؛ نشسته بوديم؛ بحث ما طول كشيد و زياد صحبت
كرديم. وسط صحبت، امام يك وقت به ساعت نگاه كردند و فرمودند: «ساعت قدم زدن
دير شد»، رأس ساعتي كه پزشكان به ايشان ميگفتند بايد قدم بزنيد، ايشان
بلند ميشدند و قدم ميزدند.
جدول شبانه روزي
امام براي كار روزانهاش جدولي داشت كه خودش آن را تهيه كرده بود و در آن
جدول، كارهاي همه ساعات شبانه روزش درج شده بود؛ به جز ساعاتي از شب كه
براي نماز شب و راز و نياز با خدا از خواب بر ميخاست.
امام حتي يك لحظه از عمر گرانمايه خود را به بيهودگي نميگذراند و همواره
مشغول كار بود. اگر شخصي يك دفتر برميداشت و با امام حركت ميكرد،
ميتوانست از حركات و سكنات امام، كارهاي خوبي ثبت كند. حضرت امام خميني در
عين پركاري و تلاش مداوم، بسيار منظم بود و به طور کلي، يكي از اساسيترين
رموز موفقيت امام در زندگي، نظم بود. از اين رو، خانواده امام، وقت كارهاي
خودشان را روي كارهاي امام تنظيم ميكردند؛ زيرا به درستي ميدانستند که
امام در هر ساعت خاصي به چه کاري مشغول است.


